مفاهيم اصلی تکنولوژی آموزش
واژه ی آموزش واژهاى است که بهنظر مىرسد درمورد مفهوم آن ابهام چندانى وجود نداشته باشد. ”آموزش فعاليتهاى هدفمند معلم براى ايجاد يادگيرى در يادگيرنده است که بصورت کنش متقابل بين او و يک يا چند يادگيرنده جريان مىيابد“ اين تعريف از آموزش بيشتر آموزش کلاسى يا بهکارگيرى ارتباط رو-در-رو در آموزش را درنظر مجسم مىکند. درصورتى که آموزش که در تعريف براون موردنظر است، کليه فعاليتهاى هدفمندى است که براى ايجاد يادگيرى صورت مىگيرد. اين فعاليتها مىتواند بصورت رو-در-رو باشد و کنش متقابل بهطريق رو-در-رو انجام گيرد. فعاليتها مىتوانند از راه دور انجام گيرند و کنش متقابل ازطريق ارتباط با مرکز بهوسيلهٔ تلفن يا پست يا کانال تلويزيونى يا هر طريق ديگر صورت گيرد. مهم اين است که فعاليتها داراى هدف مشخص هستند و براى ايجاد تغيير در رفتار يادگيرنده انجام مىگيرند. کسى که اين فعاليتها را انجام مىدهد مىتواند برنامهريزى باشد که کليه جريان آموزش را بهطور سيستماتيک طراحى مىکند و طرح برنامه را براى اجراى يک آموزش کلاسى ازطريق معلم، يا آموزش ازطريق تلويزيون براى گروه کثيرى از افراد، يا آموزش ازطريق ماشين بهيک فرد، يا آموزش ازطريق کامپيوتر مىريزد. گاه نيز خود معلم طراح برنامه آموزشى است. او برنامهاى مىريزد براى آموزش مطالب به کليه دانشآموزان يک کلاس، يا براى آموزش ترميمى به دانشآموزانى که مطالب موردنياز براى شروع درس تازه را نمىدانند، يعنى پيشنياز يا رفتار ورودى موردنياز براى يادگيرى مطالب تازه را ندارند.
ارتباط
واژه ی ديگرى که براى روشنشدن تعریف تکنولوژی آموزشى نياز به بررسى دارد ”ارتباط“ است. ارتباط(ommunicatin) ازنظر لغوى بهمعنى انتقال، سرايت و انتشار است. ريشهٔ آن واژهٔ لاتينى communis است که آن را تفاهيم و اشتراک فکر هم ترجمه کردهاند . در علوم ارتباطات کلمهٔ ارتباط مفاهيم گوناگونى نظير انتقال و انتشار آگاهى و انديشهها، ايجاد پيوستگى اجتماعى و اشتراک فکرى و همکارى عمومى را دربرمىگيرد. وقتى مىگوييم با کسى ارتباط برقرار کردهايم منظور يک عمل فيزيکى و ارتباط جسمى نيست بلکه بيشتر ارتباط فکرى است.يادگيرىانسان هميشه درحال يادگرفتن است. از لحظهٔ تولد تا دم مرگ، ما ياد مىگيريم لبخند بزنيم، لباس بپوشيم، راه برويم، صحبت کنيم، احساس امنيت کنيم، عشق بورزيم، بخوانيم و بنويسيم. ما براساس تجربه شخصي، آزمايش و خطا، سرمشق، مشاهده، تنبيه و تشويق، گوش دادن و ديدن و لمسکردن ياد مىگيريم. گاه يادگرفتن ما برحسب اتفاق است و براى آن هيچنوع برنامهريزى قبلى انجام نگرفته است. گاهى يادگيرى ما براساس آموزش است. دراينجا آن نوع يادگيرى مورد توجه است که براى آن برنامهريزى شده باشد. تعريفى از يادگيرى که به حيطهٔ کار تکنولوژى نزديکى بيشترى دارد تعريف زير است:“يادگيرى يعنى تغيير کم و بيش دائمى در رفتار بالقوه يادگيرنده، مشروط براينکه اين تغيير براثر تجربه رخ داده باشد نه اينکه حاصل عواملى چون خستگي، استعمال داروهاى مخدر، و تغييرات ناشى از بلوغ باشد“. در اين تعريف به تغييرات موقتى رفتار که ناشى از خستگي، انطباق حسى يا عوامل انگيزشى است اهميتى داده نمىشود.نمىتوانيم ارتباط را ه ”فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرندهٔ پيام به شرط اينکه ذهنيات موردنظر فرستنده به گيرنده انتقال يابد يا بالعکس“ تعريف کنيم. اگر هر موقعيت آموزشى را يک موقعيت ارتباطى بدانيم فرستنده پيام گاهى طراح آموزشى است و گاه معلم. دانشآموز گيرنده پيام است. هنگامى مىگوييم ارتباط برقرار شده است که ذهنيات موردنظر طراح آموزشى يا معلم به گيرنده پيام يا دانشآموز منتقل شده باشد و ذهنيات موردنظر دانشآموز به معلم منتقل شده باشد. با سنجش عملکرد دانشآموز متوجه مىشويم که آيا ارتباط برقرار شده است يا خير



با امید شناخته شدن ارزش واقعی رشته تکنولوژی آموزشی